مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند
آهن آبدیده را رنگ عوض نمی کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند
به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان
مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند
آهن آبدیده را رنگ عوض نمی کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند
به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان
مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند
سید ما ، مولای ما ، دعا کن برای ما !
صاحب ما تویی ، صاحب این کشور تویی ، صاحب این انقلاب تویی !
پشتیبان ما شما هستید ، ما این راه را ادامه خواهیم داد ، با قدرت هم ادامه خواهیم داد !
در این راه ما را با دعای خود ، با حمایت خود ، با توجه خود پشتیبانی فرما !
اگر می خواهید روسفید پیش خدایتان بروید باید دین او را یاری کنید و برای آنکه دین حق را یاری کرده باشید باید از ولایت فقیه اطاعت کنید.
شهید اسماعیل وکیل زاده
انتظار فرج یعنی انسان در هر وضعی که هست به آن قانع نباشد و
بخواهد به وضع بهتر دست پیدا کند .
امام خامنه ای ( مدظله)
شهری به آتش می کشم ، گر تو لبت را تر کنی
من چون گلی در دست تو ، تا تو مرا پر پر کنی
بر رشته های معجر زهرا قسم ، سید علی
خنجر به خنجر می زنم ، گر تو هوای سر کنی
در جریان حضور امام خامنه ای ، در منزل شهید مصطفی احمدی روشن ، مادر مصطفی پیش ایشان رفت و
آرام گفت : آقا دعا کنید خدا به من صبر بده . من تا حالا عیان گریه نکردم .
آقا گفتند : نه ، گریه کنید .
مادر شهید گفت : نه گریه نمی کنم ، نمی خوام اونها (دشمنان ) خوشحال بشن .
آقا ابرو در هم کشیدند و گفتند : غلط می کنند خوشحال می شوند .
گریه برای مادر شهید اشکالی ندارد. گریه کنید و دعا کنید ، هم برای اون شهید که الحمدلله درجاتش عالیست
و از خدا بخواهید دعای او را شامل حال شماها و ما و همسر و فرزندش بکند .
آقا حرفش تمام شده و نشده چشم های مادر مصطفی خیس شد ... !
امام خمینی (ره) :
یک نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا کنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار ، و بنای قلب اش این باشد
که به این ملت خدمت کند ، پیدا نمی کنید ، ایشان را من سال های طولانی می شناسم .
آیت الله دکتر روح الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی (عج)
تهران در جلسه اخلاق خود ، در باره زندگی امام خامنه ای این طور می گوید :
« زندگی سلاطین عالم را ببینید ، زندگی امام المسلمین را هم ببینید . به خاطر کمر دردی که آقا دارند ، دکتر به ایشان گفته بود ؛ روی زمین ننشینید . می دانید بزرگان ما در مسائل پزشکی مطیع اطبّاء هستند . لذا ایشان بعد از نماز هم بلند می شوند و روی صندلی می نشینند . به همین خاطر یک کاناپه در خانه آقا بردند ، آن هم یک عدد کاناپه ، نه یک دست مبل!
خانم آقا برای دیدن قوم و اقوام و زیارت و ... مشهد بودند ، آمده بودند ، دیده بودند کاناپه در خانه است ، آن را برداشته بودند و دم در گذاشته بودند . آقا در دفترشان بودند و وقتی برمی گردند ، می بینند کاناپه دم در است .
می فهمند قضیه چیست ، یک لبخندی می زنند و می روند داخل . می گویند : برای چه کاناپه را بیرون گذاشتید ؟ خانم می فرمایند : شما می خواهید ما را به تجمل گرایی سوق دهید ؟! آقا می خندند و می فرمایند : اگر تجمل گرایی بود که یک دست می گرفتیم ، این را پزشک دستور داده . ایشان هم می گویند : پس اگر این طور است اشکال ندارد ، ولی طوری نشود که رو به تجمل بیاوریم !
این را آقای راشدی یزدی که الان حیّ و حاضر هستند ، بیان کردند که خود آقا تعریف فرموده بودند . می توانید از ایشان هم سوال کنید . »
دلم برای امام خامنه ای تنگ می شود ...
امروز مولایتان را دیدم ، چقدر زیبا بود !
نمی دانم چرا با یک نگاه ، با همان نگاه اول ، عاشقش شدم .
مولای شما همان است که ما ماه هاست در میدان های قیام مان به دنبالش می گردیم .
مولای شما ، همانی است که سالهاست آرزویش را داشتیم .
مولای شما ، چقدر خوب می فهمد ، چقدر خوب صحبت می کند !!
چقدر خوب نگاه می کند .
مولای شما ، همان حرفی را می زند که من سالهاست در دل خود فریاد می زنم .
چرا اشک می ریزم ؟ این اشک ها دست خودم نیست !
اشک هایم نشان دهنده ی عشق من به اوست !
شنیده ام که مولایتان مظلوم است ، شنیدم ولی نفهمیدم چرا ؟! ...